درباره خانه استعدادیابی و شکوفایی
اینکه ندانیم چه قدرت و استعداد ویژهای داریم و ماموریتمان در این عالم چیست، درد عظیمیست !
این درد را کسانی بهتر درک میکنند که سالها در رشتههای مختلفی دانشگاهی و حوزوی درس خواندهاند و به مشاغل مختلفی پرداختاند، اما در آخر ماموریت خود را عیان ندیدهاند.
در خانه استعدادیابی و شکوفایی کنار هم هستیم تا جایگاه عظیم خود را در عالم پیدا کنیم و به یک انسان جریانساز تبدیل شویم.
اگر شما هم به دنبال این قدرت ویژه هستید،
این خانه، خانه شماست.
منشور خانه استعدادیابی شکوفایی
پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و اله: النّاس معادن کمعادن الذّهب و الفضّة؛ آنچه که در این جملهی شریف و کوتاه و پرمغز مورد نظر است، وجود استعدادهای پنهان در هر فردی از افراد انسان است. اینکه حالا بعضی این بحث را به بحث جبر و تفویض و این چیزها متصل میکنند، این دور شدن از محتوای واضح و ظاهر این حدیث شریف است. در این حدیث میخواهد بفرماید: همچنان که معادنی وجود دارد که در اینها طلا هست، نقره هست – حالا این دو تا را به عنوان مثال ذکر کردهاند؛ معادن گوناگونی وجود دارد – و ظاهر کار، سنگ است، خاک است، زمین است، چیزی محسوس نیست، اما اگر بکاوید، اگر بشناسید، اگر قدر بدانید، در زیر همین سنگ و خاک معمولی، یک عنصر گرانبها پیدا خواهید کرد که ارزش آن با ارزش آنچه که در ظاهر دیده میشود، قابل مقایسه نیست، انسانها هم همین جورند؛ یک ظاهری وجود دارد که در حرکات و سکنات و گفتار و رفتار و کردار انسانها، آدم اینها را میبیند؛ اما یک باطنی هم وجود دارد که آن عبارت است از استعدادهای متراکمی که خدای متعال در وجود انسان گذاشته است. البته این استعدادها یکسان نیستند – همچنان که معادن یکسان نیستند – اما همه در این جهت شبیه همند که آنچه در کمون است و آنچه در باطن وجود انسان است، بسی ارزشمندتر است از آنچه که شما در ظاهر مشاهده میکنید. همچنان که اگر روی معدن کار کردید، تلاش کردید، زحمت کشیدید، میتوانید به آن مادهی ذیقیمتی که در آن هست، برسید، در انسان هم همین جور است؛ احتیاج به تلاش دارد؛ باید کسانی سعی کنند این استعدادها را به فعلیت برسانند. شرط لازم هم این است که شما این ماده را بشناسید. کسی که نداند طلا چیست یا نقره چیست، اگر در این معدن به طلا هم برخورد کند، چون نمیشناسد، از آن صرف نظر خواهد کرد. باید بدانید طلا یعنی چه و چه ارزشی دارد، بعد بروید استخراج کنید، زحمت بکشید، طلا را استحصال کنید. در انسان هم همین جور است. مربیان بشر، مربیان کودکان و بالخصوص جوانان که میخواهند از این استعدادهای خدادادی که در انسانها هست، استفاده کنند، باید این استعدادها را بشناسند، قدر این استعدادها را بدانند، بعد بروند دنبالش. همچنان که ما در زمینشناسی میرویم تحقیق میکنیم، ببینیم آیا این زمین دارای معدن هست یا نیست، معدن آن چیست، اندازه و مبلغ و حجم آن چقدر است، راهِ درآوردن آن چیست، در مورد انسانها هم همین جور است. بعضی، استعدادهای برجسته و فراوانی دارند؛ بعضی، استعدادهای کمتری دارند. نوع استعدادها هم فرق میکند؛ طلا یک جا لازم است، نقره هم یک جای دیگر لازم است؛ آنجایی که شما از نقره باید استفاده کنید، اگر از طلا استفاده کردید، به نتیجه نمیرسید؛ آنجایی که از آهن باید استفاده کنید، اگر از طلا استفاده کردید، به نتیجه نمیرسید؛ هر کدامی برای یک کاری لازم است. انسانها با استعدادهای گوناگونشان، تأمین کنندهی نیاز جوامع بشری برای سیر الی اللَّه و سیر الی الکمالاند؛ همهی این استعدادها باید استخراج شود. این، وظیفهی مربیان جوامع را سنگین میکند؛ وظیفهی حکومتها را سنگین میکند. استعدادیابی، استعدادشناسی، قدر استعداد را دانستن، راه استخراج این استعدادها و به فعلیت رساندن آنها را بلد بودن، بعد با ظرافتِ تمام این را دنبال کردن، این آن چیزی است که بروز استعدادها را نتیجه خواهد بخشید؛ پیغمبران این کار را میکردند: «لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکّروهم منسىّ نعمته … و یثیروا لهم دفائن العقول» پیغمبران خرد انسانها را برمیآشفتند، آنها را مبعوث میکردند، آنها را به کار وامیداشتند؛ این همان کشاندن استعداد است. بنابراین «النّاس معادن کمعادن الذّهب و الفضّة». به هیچ انسانی نباید با نگاه تحقیر نگاه کرد؛ نه، در او یک استعدادی هست که ای بسا جامعه به آن استعداد نهایت نیاز را دارد.
بله، بعضیها هستند میآیند دنیا، هفتاد سال، هشتاد سال هم عمر میکنند، میروند، اما این استعدادشان کشف نمیشود؛ در واقع به اینها ظلم میشود، اینها مظلوم واقع میشوند. اگر استعداد او کشف میشد، ممکن بود یک نابغهای بشود، یک شخصیت برجستهای بشود. این، وظیفهی مربیان جامعه را، از جمله روحانیون را، معلمان را، اجزاء حکومت را، دستگاههای مختلف تربیتی را زیاد میکند. مبادا به این استعدادها بی اعتنائی شود.
آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) 1391/11/23
مرتضی خداوردی
بنیانگذار خانه استعدادیابی و شکوفایی
مدرس و کوچ استعدادیابی و کشف رسالت شخصی
سلام مرتضی خداوردی هستم، موسس «خانه استعدادیابی و شکوفایی»
سال ۸۱ با قبولی در رشته کامپیوتر وارد دانشگاه شدم.
دورههای تخصصی زیادی در حوزهی شبکههای کامپیوتری گذروندم
و بیش از ۱۵ سال برای سازمانها، شرکتها، مدارس و موسسات فرهنگی کار شبکه و نرمافزاری انجام دادم.
اما همیشه یک گم شدهای داشتم
انگار یه صدایی از درونم بهم میگفت تو برای این مسیر ساخته نشدی !
ولی نمیدونستم دقیقا بدرد چی میخورم !
برای پیدا کردن این گمشدهام، شروع به تجربه کارهای مختلف کردم
از آشپزی، نجاری و نصب دوربین مداربسته گرفته تا بازاریابی و تدریس و مشاوره و معلمی و…
همیشه تو این سالها در کنار این کارها مشغول مطالعه کتابها و دورههای روانشناسی، توسعه فردی، موفقیت و مطالب معنوی بودم تا حقیقت وجودی خودم رو کشف کنم.
این مدت همیشه از این هم میترسیدم اگه یه روزی متوجه بشم که بدرد یه مسیر دیگهای میخورم آیا شجاعت و جسارت تغییر این راه ۱۵ ساله رو دارم؟!
این تغییر و تحولات زیاد در مسیر شغلی، چالشهای روحی، اقتصادی و خانوادگی زیادی برای من ایجاد میکرد. اما باز حاضر نبودم تسلیم بشم.
وقتی در خصوص این چالشم با آدمها صحبت میکردم، متوجه شدم اکثر اونها هم از مسیر تحصیلی و شغلیشون رضایت کافی ندارن !
اما اکثرسشون این تلخی رو پذیرفته بودن، و ترسشهاشون اجازه تغییر بهشون نمیداد !
برخی از اونها هم بدنبال راه چاره بودن ولی نمیدونستن چیکار باید بکنن !
از این جا به بعد مطالعه جدیتری و متمرکزی روی مباحث خودشناسی، استعدادیابی و هدایت شغلی انجام دادم.
و با مفهوم بینظیر «رسالت شخصی» آشنا شدم.
اینجا شروع یک زندگی دوباره برای من بود…
شیرینی این تولد دوباره سبب شد که به سمت طراحی دورههایی برم که بتونم این شیرینی رو به عزیزان دیگه در سراسر دنیا بچشونم.
تا این لحظه که این متن رو براتون مینویسم، با مدد الهی بیش از ۱۰ دوره آنلاین و حضوری در حوزه استعدادیابی و رسالت شخصی برگزار کردم و ۱۰۰ها ساعت مشاوره فردی و گروهی داشتم.
انشاءالله این تازه شروع قصهی زیبای زندگیست….